X
تبلیغات
نماز ستون دین است - مطالبی در باره نماز -1-

نماز ستون دین است

ترویج و تبلیغ مهمترین عبادت یعنی نماز اگر این فریضه مورد قبول واقع شود سایر عبادتها هم قبول می شود

مطالبی در باره نماز -1-

 

نظر امام خمینی(ره) درباره کارکردهای نماز

خبرگزاری فارس: امام خمینی(ره) پیرامون کارکردهای نماز و تأثیر آن در اصلاح جامعه و جلوگیری از تخلفات و بزهکاری و مـفـاسد اجتماعی می‌فرمودند: «در اسلام، از نماز هیچ فریضه‌ای بالاتر نیست... نماز پشتوانه ملت است.»

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، نقش و اهمیت نماز در دین نشان دهنده عظمت و استحکام این حبل متین و ریسمان استوار میان زمین و آسمان است. ریسمان دیگر اعمال ارزشی برای صعود انسان به افق بلند سعادت کافی نیست، ولی نردبان نماز، افزون بر آن که به تنهایی وسیله عروج است، می‌تواند ثقل و سنگینی بقیه اعمال را نیز متحمل شود.

رضا اخوی کارشناس مرکز تخصصی نماز(1) در کتاب «ثانیه‌های انس» یکی از مهم‌ترین راهکارهای انس با نماز و چشیدن لذت نمازگزاری را تقویت خداباوری و دلدادگی می‌داند و در خصوص پنجمین راهکار انس با نماز می‌نویسد:

* دعوت به زندگی پاک

نماز قطع نظر از محتوای خودش با توجه به شرایط صحت دعوت به پاکسازی زندگی می‌کند، چرا که می‌دانیم مکان نمازگزار، لباس نمازگزار، فرشی که بر آن نماز می‌خواند، آبی که با آن وضو می‌گیرد و غسل می‌کند، محلی که در آن غسل و وضو انجام می‌شود باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد، کسی که آلوده به تجاوز و ظلم، ربا، غصب، کم فروشی، رشوه خواری و کسی اموال حرام باشد، چگونه می‌تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابراین تکرار نماز در 5 نوبت در شبانه روز خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران.

*مؤثر در ترک گناهان

نماز علاوه بر شرایط قبول یا به تعبیر دیگر صحت شرایط کمال دارد که رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر برای ترک بسیاری از گناهان است، در کتب فقهی و منابع حدیث، امور زیادی به عنوان موانع قبول نماز ذکر شده است از جمله نماز کسی که زکات نمی‌پردازد، قبول نخواهد شد و همچنین روایات دیگری که می‌گوید: خوردن غذای حرام یا عجب و خودبینی از موانع قبول نماز است، پیدا است که فراهم کردن این شرایط قبولی تا چه حد سازنده است؟

*روح انضباط

نماز روح انضباط را در انسان تقویت می‌کند، چرا که دقیقاً باید در اوقات معینی انجام گیرد که تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است، همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیت و قیام و قعود و رکوع و سجود و مانند آن که رعایت آنها، پذیرش انضباط را در برنامه‌های زندگی کاملاً آسان می‌سازد.

امام رضا(ع) در پاسخ نامه‌ای که از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود، چنین فرمود: علت تشریع نماز این است که توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است و مبارزه با شرک و بت پرستی و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته و نهادن پیشانی بر زمین همه روز برای تعظیم پروردگار و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر باشد، گرد و غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد، طالب و علاقمند افزونی در مواهب دین و دنیا شود. (2)

*بازداری از حرص و آز و کم‌طاقتی

خداوند متعال می‌فرماید: انسان حریص و کم طاقت آفریده شده و هنگامی که بدی به او رسد بی‌تابی می‌کند و هنگامی که خوبی به او رسد مانع از دیگران می‌شود، مگر نماز گزاران، آنان که نمازها را پیوسته انجام می‌دهند.(3)

انسان دارای غرایز منفی و مثبتی است که اگر غرایز منفی او بر اثر تعلیمات الهی کنترل نشود، به گمراهی کشیده خواهد شد و یکی از آن غرایز منفی، خصلت زشت حرص و آز و خصلت زشت بی‌تابی در برابر حوادث تلخ است بنابراین برای تعدیل این دو خصلت و جلوگیری از طغیان آن نیاز به تربیت الهی دارد و خداوند قادر و متعال ارتباط برقرار می کند، در پرتو این ارتباط، به وثوق و اطمینانی نسبت به آن یگانه بی‌همتا می‌رسد و نسبت به رزق فقط خدا را می‌بیند و مال و دارایی خود را از او می‌داند و با روحیه توکل و تسلیم، از آز و حرص دور می‌شود و در مقابل آن چه از خدا به او می‌رسد، خود را بنده خدا می‌داند و بی‌طاقتی نخواهد کرد.

*نتیجه‌گیری

امام خمینی(ره) پیرامون کارکردهای نماز و تأثیر آن در اصلاح جامعه و جلوگیری از تخلفات و بزهکاری و مـفـاسد اجتماعی می‌فرمود:

 

 

«در اسلام، از نماز هیچ فریضه‌ای بالاتر نیسـت... نماز پشتوانه ملت است، سیدالشهدا در همان ظهر عاشورا که جنگ بود ـ آن جنگ بزرگ بود و همه در معرض خطر بودند ـ وقتی یکی از اصحاب گفت ظهر شده است، فرمود که یاد مـن آوردید، یاد آوردید نماز را، خدا تو را از نمازگزاران حساب کند و ایستاد همان جا نماز خواند. نگفت که ما می‌خواهیم جنگ بکنیم، خیر، جنگ را برای نماز کردند... جنگ برای این است که مردم آن زباله‌هایی که هستند، آنهایی که مانع از پیاده شدن اسلام هستند، آن‌هایی که مانع از ترقی مسلمین هستند، آن‌ها را از بـین راه بردارند؛ مقصد این است که اسلام را پیاده کنند و با اسلام انسان درست کنند. نماز یک کارخانه انسان سازی است، نـمـاز خـوب، فحشا و منکر را از یک امتی بیرون می‌کند. اینهایی کـه در این مراکز فساد کشیده شدند، اینها هم بی‌نمازها هستند، نمازخوان‌ها تو مساجدند و مهیایند برای خدمت، مسجدها را خالی نکنید».(4)

*پی‌نوشت‌ها:   1-مرکز تخصصی نماز به عنوان یکی از نهادهای پاسخگو به سؤال‌های نماز، از طریق پست الکترونیکی porseshnamaz@yahoo.com، سایت اینترنتی http://namazportal.ir، شماره پیامک 30004145 و شماره تلفن 02517740920 به پرسش‌های علاقه‌مندان پاسخ می‌گوید.

2- وسائل الشیعه، جلد3، صفحه 4.

3- معارج، آیات 19 تا 24.

4- صحیفه نور، جلد7، صفحه 289.

--------------------------------------------------------

راه‌های انس با نماز/ حق نماز از منظر امام سجاد(ع) چیست

خبرگزاری فارس: سید الساجدین(ع) می‌فرمایند: حق نماز این است که بدانى نماز، درآمدن به پیشگاه معبود یگانه است و تو در نماز پیش روى او ایستاده‌اى! پس آن‌گاه که بر این حقیقت آگاه شدی، سزاوار آنى که در نماز ایستى.

خبرگزاری فارس: راه‌های انس با نماز/ حق نماز از منظر امام سجاد(ع) چیست

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، هیچ وسیله‌ای مستحکم‌تر و دائمى‌تر از نماز براى ارتباط میان انسان با خدا نیست، خداوند در قرآن می‌فرماید: برای یاد من و ذکر من نماز بپادارید، «اقم الصلوة لذکری»، ناآشناترین انسان‌ها رابطه خود را با خدا به وسیله نماز آغاز مى‌کنند و برجسته‌ترین اولیاى خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز مى جویند.

مرغ مألوف که با خانه خدا انس گرفت/ گر به سنگش بزنی جای دگر می‌ نرود (سعدی) 

عیب‌یاب نماز

جایگاه و اهمیت نماز، شرایط، آثار و کارکردهای آن بر همگان واضح است و هر کس بنا بر اعتقادات و باورهای خود به گونه‌ای با نماز ارتباط برقرار می‌سازد و این واجب الهی را اقامه می‌کند، اما اینکه چگونه می‌توان با نماز انس گرفت و با اشتیاق و علاقه وافر آن را اقامه کرد، پرسشی است که برای بسیاری از نمازگزاران نیز لاینحل مانده است؛ زیرا با وجود جایگاه والا و توصیف‌های بلندی که پیرامون نماز در آموزه‌های دینی ارائه شده است، اقامه این فریضه چه بسا به صورت تکراری و کلیشه‌ای در آمده و آن‌گونه که بایسته و شایسته مقام آن است، به قداست و اهمیت آن توجه نمی‌شود.

به همت مرکز تخصصی نماز بر آن هستیم تا در چند شماره، برخی از راهکاری انس با نماز را مرور کنیم تا به این وسیله هم‌زمان با عیب‌یابی دقیق، دیوارهای فاصله بین خود و خدا را از میان برداشته، با شور و شوق وصف ناپذیری به اقامه آن نماز بپردازیم.

* تقویت خداباوری و دلدادگی

همه ما آفریده خدا هستیم و بنده او، خدایی که تار و پود وجود ما را با لطف و عنایت خود به هم پیوند زده و بند بند وجودمان را با کرَم خویش آراسته است، خدایی که برای زندگی بهتر بندگان خود عجایب و شگفتی‌های فراوانی در زمین و آسمان تعبیه کرده که با مرور زمان، یافته‌های دانشمندان، عظمت خالق و عجز و کوچکی انسان را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

نیز شگفتی‌هایی که در بدن و خلقت خاکی انسان تعبیه شده که اگر بشر دو پا بخواهد نسخه‌ای مشابه آن بسازد، نیازمند تجهیزات و فضایی گسترده و با صرف هزینه‌های هنگفتی است که به فرض موفقیت، قطعاً بسیاری از کارکردها و مؤلفه‌های آن نسخه اصلی را نیز دارا نخواهد بود، شگفتی‌هایی که در زمین و آسمان و دریا و خشکی حیرت و تعجب همگان را برانگیخته است.

وقتی انسان به این عظمت‌ها بنگرد، به حقارت و ناچیزی خود بیشتر واقف شده، از اینکه خدای بزرگ با تمام عظمت و قدرت و شوکت خود، به او فرصت زندگی و انتخاب و شناخت داده است، جبهه شکر می‌ساید و محبت و دوستی او را به دل خواهد گرفت و عاشق او خواهد شد.

این دلدادگی و عشق و محبت، زمانی بیشتر رخ خواهد داد که بداند خدای قادر متعال با تمام بزرگی و عظمتش، بیشتر از هر کس و هر چیزی به انسان نزدیک بوده و به او عشق می‌ورزد و منتظر مراجعه انسان و مشتاق شنیدن صدای اوست، چه افتخاری از این بالاتر که خدای مهربان، از میان تمام مخلوقات خود، انسان را برای همنشینی و هم سخنی با خود برگزیده است و فرصت و رخصت خلوت کردن و خواندن او را در هر زمان و مکانی را به او داده است.

خالق با عظمتی که منتظر انسان است و مشتاق شنیدن صدای مناجات او، مگر نه این است که هر عاشقی از خلوت با معشوق و سخن گفتن با او لذت می‌برد؟ پس ما چگونه عاشقی هستیم که حتی لحظات و دقایقی را برای معشوقش صرف نمی‌کند و در پیشگاهش به نماز نمی‌ایستد؟

نمازی که محکم‌ترین رشته الفت بین بندگان و خداست و تجلی بخش محبت و انس به خدای کریم و لحظه‌های عاشقی با معبود و محبوبی که همنشینی و قرابت با او با هیچ لذتی همسان نیست، به همین سبب است که سید ساجدان و زینت عابدان، می‌فرمایند: حق نماز این است که بدانى نماز، در آمدن به پیشگاه معبود یگانه است و تو در نماز پیش روى او ایستاده‌اى، پس آن‌گاه که بر این حقیقت آگاه شدی، سزاوار آنى که در نماز ایستى، ایستادن کسى که خواهنده و ترسنده، بیمناک و امیدوار و مستمند و زارى کننده است و خداى را بزرگ مى‌دارد.

و چه دردناک و تلخ است، وقتی خدایی با آن همه عظمت به سوی ما می‌آید و مشتاق دیدار و حضور ما بوده، ولی ما از او فاصله می‌گیریم، چه زیبا می‌فرماید امام سجاد(ع): «یَا رَبِّ إِنَّکَ تَدْعُونِی فَأُوَلِّی عَنْکَ وَ تَتَحَبَّبُ إِلَیَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَیْکَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَیَّ فَلا أَقْبَلُ مِنْکَ کَأَنَّ لِیَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ...»؛ ای پروردگارم تو مرا می‌خوانی ولی من از تو رو می‌گردانم و تو با من دوستی می‌کنی ولی من با تو دشمنی می‌کنم و تو به من محبت کنی و من نمی‌پذیرم، گویا من منتی بر تو دارم.

بنابراین یکی از بهترین راهکارهای انس با نماز، شناخت خالق و آشنایی با الطاف و مراحم کریمانه اوست که هر لحظه به سوی انسان روان می‌سازد و زندگی انسان را در سایه مهر و محبت خود هدایت می‌کند.

ادامه دارد...

---------------------------------------------------

-----------------------------------------------------

راه‌های انس با نماز-3
سرانجام عبودیت انسان به کجا ختم می‌شود

خبرگزاری فارس: راه حقیقی رسیدن به عبودیت از مسیر عبادت و انجام واجبات و دستورات الهی محقق خواهد شد و «نماز» بارزترین جلوه و تابلوی دینداری و بندگی انسان است.

خبرگزاری فارس: سرانجام عبودیت انسان به کجا ختم می‌شود

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، نقش و اهمیت نماز در دین نشان دهنده عظمت و استحکام این حبل متین و ریسمان استوار میان زمین و آسمان است. ریسمان دیگر اعمال ارزشی برای صعود انسان به افق بلند سعادت کافی نیست، ولی نردبان نماز، افزون بر آن که به تنهایی وسیله عروج است، می‌تواند ثقل و سنگینی بقیه اعمال را نیز متحمل شود.

رضا اخوی کارشناس مرکز تخصصی نماز [1] در کتاب «ثانیه‌های انس» یکی از مهم‌ترین راهکارهای انس با نماز و چشیدن لذت نمازگزاری را تقویت خداباوری و دلدادگی می‌داند و در خصوص سومین راهکار انس با نماز می‌نویسد:

*آشنایی با حقیقت عبادت

روح انسان تشنه یافتن و رسیدن به حقیقت است و تا زمانی که به آن نرسد، آرامش و سکون را هم تجربه نخواهد کرد. در آموزه‌های الهی، اگرچه پرسیدن دارای جایگاه ارزشمندی است، ولی رسیدن و یافتن، ارزش و جایگاهی بس والاتر دارد. اینکه انسان بتواند با تفکر و تعقل- که نعمتی الهی و امتیاز خاص انسان است- در آفاق و انفس سیر کرده به سرای حقیقت تا سرحد ممکن بار یابد. به همین جهت است که تقلید در اصول دین جایز نیست، چون آنجا دیگر جای رسیدن است نه صرفاً پرسیدن؛ در آنجا باید تمام رفتارهای انسان از روی دانستن، فهمیدن و رسیدن باشد، وگرنه تقلید و مسلمان حرفی و شناسنامه‌ای شدن و به تعبیری، ادای مسلمانی را در آوردن، نه تنها مورد تایید نخواهد بود، بلکه سزاوار مذمت و نکوهش خواهد بود.

پیامبر اکرم(ص) به عنوان خاتم پیغمبران و عقل کل و پیشوایان معصوم(ع) هم در معرفی خرد و خردمندان و جایگاه عقل در مکتب اسلام و آثار آن سخنان نغز و قابل تأملی دارند که به روشنی بر جایگاه بی بدیل عقل و خرد در آموزه‌های الهی دلالت دارند.

رسول اعظم(ص) می‌فرماید: «قِوامُ الْمَرْءِ عَقْلُهُ وَلا دینَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ»؛ قوام (رکن،نگه دارنده) مرد، خرد اوست و کسی که خرد ندارد، [در واقع] دین ندارد.[2]

*عبادت و تعقل

یکی از مواردی که عقل انسان باید به آن توجه ویژه کند، جایگاه عبادت و بندگی انسان در زندگی است که این مهم با وصول به شناخت صحیحی از خود، امکان پذیر خواهد بود، هنگامی که انسان بداند جایگاه او جانشینی خداوند است و او نمایانگر قدرت خداوندی و جلوه‌ای از صفات الهی است که با نفخه الهی[3] برای جانشینی خدا در زمین انتخاب شده است و تا به آنجا می‌تواند رشد یابد که در عالَم تصرف کند و بر تمام اطراف خود تسلط و اشراف داشته باشد.[4] بدون شک چنین معرفت و شناختی، افق‌های بزرگتری را پیش روی او خواهد گشود و خود را همسو و هماهنگ با خواسته‌های الهی خواهد گرداند.

البته رسیدن به این جایگاه، مشروط به بندگی و عبادت و گام نهادن در شاهراه هدایت و کمال و رسیدن به مقام قرب الهی است.

شهید مطهری می‌نویسد: وصول به ربوبیّت در پرتو عبودیّت، گرچه در ظاهر تعبیر زننده‌ای است، زیرا معنی این جمله «از بندگی تا خداوندگاری»است، مگر می شود انسان از مرز بندگی خارج شود، یا در مرز خدایی قدم بگذارد؟! این التّراب و ربّ الارباب؛ خاک کجا و پروردگار پروردگارها کجا؟

ولی باید توجه داشت که خدایی غیر از خداوندگاری است، مقصود این است که انسان در پرتو بندگی خالص به خداوندگاری (و نه خدایی) می‌رسد... در درون عبودیت مرحله‌ای پیش می‌آید که انسان مظهر صفات حق می‌شود...قال الصادق(ع): «العُبُودِیَّةُ جوهَرَةٌ کُنهُهَا الرُّبُوبِیَّة»[5]؛ یعنی همانا بندگی خدا و پیمودن صراط قرب به حق، گوهری است که نهایت آن خداوندگاری؛ یعنی قدرت و توانایی است.[6]

بدیهی است که مقصود ما از بندگی، به این معناست که زندگی ما رنگ و بوی خدایی داشته و تمام کارهای ما به سمت بالا و به نیت جلب رضایت پروردگار و هماهنگ با خواسته‌های او باشد.[7]

*یادسپاری

راه صحیح و حقیقی رسیدن به عبودیت از مسیر عبادت و انجام واجبات و دستورات الهی و گام نهادن در این مسیر محقق خواهد شد و نماز، بارزترین جلوه و تابلوی دینداری و بندگی انسان و نشان دهنده تفکر و تعمقی است که انسان در این راستا به آنجا دست یافته است؛ از این رو شاید بتوان گفت که آشنایی با حقیقت عبادت مهم‌ترین مرحله انس با نماز است، چرا که به واسطه آن، روند نمازگزاری را در مسیری واقعی قرار می‌‌گیرد و پرستش آگاهانه و مداوم را شکل می‌دهد.

 

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مرکز تخصصی نماز به عنوان یکی از نهادهای پاسخگو به سؤال‌های نماز، از طریق پست الکترونیکی porseshnamaz@yahoo.com، سایت اینترنتی http://namazportal.ir، شماره پیامک 30004145 و شماره تلفن 02517740920 به پرسش‌های علاقه‌مندان پاسخ می‌گوید.

[2].تحف العقول، ص90.

[3]. و نفخت فیه من روحی.( ص آیه ٧١).

[4]. عبدی اطعنی اجعلک مثلی؛انا حی لا اموت، اجعلک جیا لا تموت، انا غنی لا افتقر، اجعلک غنیا لا تفتقر،انامهما اشاء یکون، اجعلک مهما تشاء یکون؛ بنده ام! مرا اظاعت کن تا تو را مانند خود سازم.همان طوری که من زنده هستم و نمی میرم، تو هم همیشه زنده باشی.همان طوری که من غنی هستم و فقیر نمی شوم، تو هم همیشه غنی باشی. همانطوری که من هر چه را اراده کنم می شود، تو هم هرچه اراده کنی همان می شود.( الجواهر السنیه، ص 709).

[5]. مصباح الشریعه

[6]. برای اطلاع بیشتر: ر. ک: مجموعه آثار شهید مطهری، ج3، ص 296.

[7]. صِبغَةَ ٱللهِ وَ مَن أَحسَنُ مِنَ ٱللهِ صِبغَةً (بقره/138)؛ رنگ خدایی[بپذیرید]، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است.

--------------------------------------------------

اسرار نماز در بیان استاد فقید محمدمهدی مهندسی/۱
چرا با نمازی که می‌خوانیم، رشد معنوی پیدا نمی‌کنیم

خبرگزاری فارس: آیت‌الله مهندسی استاد فقید عرفان اسلامی معتقد بود: اگر کسی از دید حداکثری و با هدف کشف حجاب‌ها و رفع موانع به عبادت بنگرد، عاشق آن می‌شود. چون انسان فطرتاً دوست دارد به کمال مطلق نزدیک شده و از اسارت قیود رها شود.

خبرگزاری فارس: چرا با نمازی که می‌خوانیم، رشد معنوی پیدا نمی‌کنیم

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، نماز به عنوان ستون دین و معراج مؤمن، یکی از مهمترین و اساسی‌ترین دستورالعمل انسان‌سازی و سیر و سلوک معنوی است به طوری که برخی از بزرگان فرموده‌اند اگر نمازِ انسان اصلاح شود، همه امور انسان اصلاح می‌شود. 

این نماز علاوه بر احکام فقهی و ظاهری، آداب و اسراری دارد که آشنایی با آنها انسان را بیشتر با حقیقت نماز پیوند می‌دهد و قلبش را بهتر به سوی نماز سوق می‌دهد.

به همین منظور، گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، سلسله مباحث اسرار نماز را که توسط استاد فقید عرفان اسلامی، آیت‌الله محمدمهدی مهندسی مطرح شده و به وسیله یکی از شاگردانش گردآوری شده است، تقدیم خوانندگان گرامی خود می‌کند.

آیت‌الله مهندسی از اساتید برجسته اخلاق، حکمت و عرفان حوزه علمیه قم و عضو هیات مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی در سال 1332 در آباده به دنیا آمد. وی پس از ورود به حوزه علمیه قم از محضر اساتیدی همچون حضرات آیات انصاری شیرازی، حسن‌زاده آملی و میرزا جواد تبریزی استفاده کرد. این استاد حوزه و دانشگاه با اینکه از اساتید سطح عالی حوزه بود به دورترین نقاط کشور برای تبلیغ می‌رفت و از مبلغان نمونه حوزه علمیه قم بود. وی بر اثر عارضه قلبی چند روز در بیمارستان‌ بستری شد و بعد از ظهر 27 تیرماه 1390 دعوت حق را لبیک گفت و در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام دفن شد.

پیش از این و در نخستین سالگرد ارتحال استاد مهندسی، ابعاد علمی، اخلاقی و تبلیغی وی در خبرگزاری فارس بررسی شد که علاقه‌مندان برای دسترسی به مشروح آن می‌توانند از اینجا (+ ، + و +) اقدام کنند.

 

 

 

عبادات، اسرار و حقایقی دارند

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد

عبادات ما همه دارای حقایقی است، دارای اسرار و گنجینه‌هایی است که انسانِ عابد، باید تلاش کند به آن اسرار و گنجینه‌ها راه پیدا کند.

هدف از انجام عبادات این نیست که صرفاً جنبه ظاهری و فیزیکی آنها مراعات شود بلکه آنچه که مهم است این است که این اعمال و این رفتار و این مناسک، راهی را برای انسان عابد باز کند که در حقیقت به محتوا و درون و باطن این اعمال راه پیدا کند.

عبادت‌ها که نوعی از تجلّی بندگی حق است راه و صراط است. «أَنْ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ» خداوند متعال فرمود: مرا عبادت کنید که صراط مستقیم، عبادت من هست. این عبادت، راه است.

این عبادت، این رفتن به سوی حق و طیّ این طریق - به طور قطع و مسلم - اگر درست انجام بگیرد، اگر صحیح انجام بگیرد، انسان به آن مسائلی که به عنوان سرّ عبادت مطرح است خواهد رسید.

عبادات عموماً دارای احکامی است که الزاماً باید رعایت شوند. علاوه بر آن احکام، دارای آدابی است که آن آداب در بالا بردن کیفیت عبادت نقش مؤثری دارد و علاوه بر آن آداب، دارای اسراری است که از طریق این عملی که انجام می‌گیرد انسان به آن حقیقت و به آن سرّ، می‌تواند راه پیدا کند.

به بیان دیگر آن عبادت‌هایی که انجام می‌دهیم در حقیقت نمادهایی است، قالب‌هایی است که این قالب‌ها هر کدام به حقایقی اشاره می‌کند.

ببینید اگر بخواهیم مثال بزنیم مثل اینکه یک سازمان، یک تشکیلات، یک وزارتخانه می‌آید برای خودش یک آرمی را طراحی می‌کند، بعد به طراح آن آرم وقتی که گفته می‌شود که این طرح را توضیح بده، آن طراح توضیح می‌دهد و می‌گوید مقصودم از این خط، این است، مقصودم از آن نقطه آن است، اینجا چرا خط مستقیم کشیدم، آنجا چرا خط منحنی کشیدم، آنجا چرا چنین کردم، این قسمت چرا چنان کردم. یعنی تمام مسائلی که در ذهنیت آن طراح است در یک قالب، طراحی می‌کند و چه بسا یک جزوه در کنار آن آرم قرار می‌دهد که این آرم در حقیقت می‌خواهد در ارتباط با آن مسائل صحبت کند.

عبادات ما نوعاً همینطور است. احکامی دارد، آدابی دارد و اسراری دارد. خداوند متعال به وسیله شریعت، همه آنها را در یک عبادتی مثل نماز، قرار داده است.

این حرکت‌های نمادین، در واقع می‌خواهد دستمان را بگیرد و به فراسوی آن چیزی که در این بخش رفتاری داریم انجام می‌دهیم هدایت کند.

گرچه برای رعایت حال همه مردم در همه مکان‌ها و زمان‌ها، به حداقل عبادت اکتفا کرده‌‌اند، یعنی برای انجام همین اعمال ظاهری، آثار مترتب است اما سخن در این نیست که این اعمال اثر دارد یا نه، سخن در این است که این اعمال در واقع و در درونش گنجینه‌های فراوانی نهفته است و باید آنها را یافت.

عبادات و بندگی خدا راه رسیدن به هدف خلقت است

بندگی خدای متعال وسیله است برای رسیدن به آن گنجینه‌ها. اگر خداوند متعال فرمود: «و ما خَلَقتُ الجنَ و الانسَ الا لیعبدون» من جن و انس را نیافریدم مگر این که مرا عبادت کنند، در آیه دیگر از قرآن کریم فرمود: «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم» مرا عبادت کنید که این، راه و صراط مستقیم است. و در آیه دیگر قرآن کریم توضیح داد که این صراط انسان را به کجا می‌رساند. فرمود: «واعبد ربَّک حتی یأتیک الیقین» عبادت کن تا به معرفت برسی، عبادت کن تا به یقین برسی.

یقین یعنی چه؟ یعنی اینکه موانع را از سر راهت، از دیده قلبت بردارد تا بتوانی آن طوری که متن حقیقت است شهود کنی و تحقق به متن واقع و حقیقت پیدا کنی. البته یقین مراتب دارد - علم الیقین، عین الیقین، حق الیقین و حتی برد الیقین - که در جای خود بحث می‌شود. 

یقین در مراحل نهایی، یعنی تحقق به کمال حقیقی انسان. یعنی اینکه به هدف خلقتت برسی. 

در نماز، بحث همین است. در روزه، همین است. در حج، همین است. وقتی فردی برای حج می‌رود، در مراسم حج به او می‌گویند لباس احرام بپوش، لباس دوخته را بیرون بیاور اینها همه اسراری دارد که انسان را به سوی حقیقتش می‌برد. 

در بیانی امام سجاد علیه‌السلام در فلسفه حج، به یکی از یارانش می‌فرماید: آیا وقتی که مُحرم شدی این کار را کردی؟ آیا وقتی طواف کردی فلان نیت را داشتی؟ آیا وقتی سعی صفا و مروه می‌کردی فلان نیت را کردی؟ حضرت،‌ تک تک اعمال حج را سوال می‌پرسد و می‌فرماید آیا آن طوری که من می‌گویم نیت کردی یا نه؟ عرض کرد: نه من فقط این اعمال ظاهری را انجام دادم.

حضرت فرمود: پس طواف نکردی، سعی نکردی، نماز نخواندی، حج نکردی!

ببینید! یعنی روح این عمل ظاهری و این طواف و حج، آن حقایق است. اگر ما به آن حقایق، توجه کردیم، اگر به آن معارف توجه کردیم، آنچه را که انجام دادیم در مدار مقبولیت و در مدار ارزش برتر قرار می‌گیرد ولی اگر به آن مسائل توجه نکردیم قطعاً ارزشش پایین خواهد بود.

عبادات، ما را به هدف برتر می‌رساند

پس این عبادات برای این است که ما را در یک حوزه معارف برتر قرار دهد، بالاتر ببرد. این عبادات یک راه راستی است، یک مسیری است که تو را می‌تواند به آن هدف اعلی و برتر راهنمایی کند.

مهم این است که ما این‌ها را دقیقاً درک کنیم، به این‌ها توجه کنیم، بعد دریافت کنیم که اگر در نماز، بحث طهارت را داریم، اگر اذان، قیام، رکوع، سجود داریم، اینها در حقیقت، ارشاد به چه حقایقی است.

به عبارت دیگر چه حقایق بلندی است که تنزل پیدا کرده و تمثل پیدا کرده به یک سری اعمال این چنینی که اسمش نماز است.

و به عبارت دیگر، باطن این مسئله چیست که ظاهرش عبارت از این است که رکوع کنیم، سجده کنیم، به سمت قبله باشیم. با طهارت باشیم و ... یا مثلا چه پیامی در دل این وضو و اعمال آن، نهفته است.

اگر به من می‌گویند اذان بگو، اگر به من می‌گویند اقامه بگو، اگر به من می‌گویند در ورودت به نماز تکبیر بگو، و جزء جزء آنچه که در نماز هست انجام بده، برای چیست؟ ارشاد به چیست؟

این مسئله را به عنوان مقدمه اشاره کردم تا توجه داشته باشیم که عبادات ما اسرار دارد، میزان تأثیر و میزان فضیلت برتر این عبادات، به میزان درک معارف نهفته شده در درون آنها بر می‌گردد.

چرا با نمازی که می‌خوانیم رشد معنوی پیدا نمی‌کنیم؟

به عنوان درد دل عرض می‌کنم که علی‌رغم اینکه ما در شرع مقدس اسلام، زیباترین راهکارهای رشد را داریم، عالی‌ترین مدارج ترقی و تعالی را داریم - الصلاةُ مِعراجُ المؤمن، الصلاةُ قُربانُ کلِ تقی، الصلاةُ عمودُ الدین - خب اگر واقعا نماز، معراج است، آیا واقعا در سایه نمازی که می‌خوانیم این معراج برای ما حاصل می‌شود؟ اگر نمی‌شود یا باید بگوییم نماز، معراج نیست، یا اگر نماز معراج است، پس آنچه که ما انجام می‌دهیم نماز نیست.

نماز واقعی انسان را از گناهان نگه می‌دارد. «إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنکر» اگر نگه ندارد آیا نماز ما واقعی است؟

نماز حقیقی، انسان را به مدار حقیقت مطلق می‌برد. همین دو رکعت نماز، انسان را از ابعادِ دست و پا گیر جنبه‌های طبیعی و مادی و حتی فراتر از ماده، آزاد می‌کند. نماز در حقیقت برای گشودن بندهایی است که دست و پای فطرت ما را بسته است. نماز، قدرت پرواز به انسان می‌دهد. معراج معنایش این است. قدرت رشد و ترقی و تعالی و بالا رفتن را به انسان می‌دهد.

خب این در چه صورتی است؟ در صورتی که ما فقط وضوی ظاهری بگیریم و دو رکعت نماز خشک و ظاهری بخوانیم؟ همان کاری که نوع ما داریم انجام می‌دهیم، این که معراج نمی‌شود. این که «تنهی عن الفحشاء و المنکر» نیست.

در عبادات، نگاه حداکثری داشته باشیم

در عبادات، نباید نگاه حداقلی داشته باشیم. باید منظر ما در عبادات نگاه حداکثری باشد. یعنی باید ما برویم ببینیم برترین‌ها و بالاترین‌ها چیست؟ جامعه ما عموما و جامعه فرهنگی ما، دانشگاهی ما خصوصاً باید نگاهشان به عبادت، یک نگاه آشنایی با فلسفه‌های عبادات باشد.

آشنایی با ارشاد این ظواهر به بواطن باشد که این ظاهرها به کدامین باطن دارد اشاره می‌کند. خدای متعال از نماز ما چه می‌خواهد؟ یعنی فرهنگ نماز در معماری مکتب اسلامی چه جایگاهی دارد و در واقع می‌خواهد چکار کند؟ این خیلی مهم است که ما از این زاویه به عبادات نگاه کنیم.

حالا این دو رکعت نماز چه توانمندی دارد و چه قدرتی دارد که ما را به حق نزدیک می‌کند. چگونه این نماز توانمند است که وجود ما، قلب و دل ما را آئینه تجلیات اسباب و صفات الهی می‌کند.

قرب به خدا یعنی چه؟

معنای قرب این است که انسان صفحه دلش و آئینه قلبش محل تجلی اسماء جمال و جلال خداوند باشد، جلوه‌گاه زیبایی هستی باشد، چطور می‌تواند دو رکعت نماز، این‌قدر توانمند باشد که انسان را جلوه‌گاه زیبایی‌های هستی بکند، او را جلوه‌گاه کمال مطلق بکند و این شخص نمازگزار، جمال حق را در وجود خودش شهود کند.

کار عبادات ما این است، کار نماز ما، روزه ما، حج ما، کار همه عبادت‌های‌ ما این است که انسان را به حقیقت نزدیک کند. همه این‌ها برای رشد و تعالی است، همه این‌ها برای کشف حُجُب و رفع موانع از سر راه دیده فطرت است تا دیده فطرت و دیده جان بتواند باز شود و جانان را ببیند.

انسان ذاتاً خواهان کمال است و از نقص، بدش می‌آید

فکر نمی‌کنم اگر کسی واقعا از این زاویه به عبادات نگاه کند عاشق عبادات نشود، چون هر کسی به حکم فطرت دوست دارد به اطلاق، نزدیک شود، از اسارت قیود رها شود. هر کسی دوست دارد به حکم فطرت از بند محدودیت خارج شود و به فضای بی‌نهایت برود. همه این را دوست دارند.

به حکم فطرت هر انسانی عاشق کمال است و از نقص، بدش می‌آید، به گونه‌ای که اگر کمالی را که ندارد به انسان بدهی خوشش می‌آید. اگر نقصی بهش وارد کنی بدش می‌آید چرا؟ چون ذائقه فطرت انسان، روی کمال خواهی تنظیم شده است. از نقایص متنفر است. نه تنها اصل کمال، بلکه خواهان کمال مطلق است. یعنی اطلاق گرا هم هست، مطلق را می‌خواهد. دوست ندارد به محدویت‌ها وابسته باشد، قانع به محدودیتش نیست. قانع به مرزبندی در آن مطلوب و خواسته نیست. از درون یک مطلوب نامحدود را می‌خواهد. خب عبادات، تمام تأمین کننده این خواسته است.

عبادات، تمام مسیری است برای اینکه ما را به آنجاها سوق دهد و جهت دهد.

نباید عبادات را محدود، تعریف کنیم و منحصر در ظواهر کنیم

خب از این زاویه اگر ما عبادات را نگاه بکنیم کدام انسان عاقل منصفی است که واقعاً دوست نداشته باشد که در این فضا قرار بگیرد. متأسفانه یک مقدار، معرفی عبادات ما محدود بوده، فقط در ظواهر، در حد انجام تکالیف ظاهری آشنایی پیدا کردیم و به همین مقدار بسنده کردیم، آن آثار و آن تعالی و ترقی که باید در این نماز احساس شود، در این عبادات، احساس شود کمتر وجود دارد یا اصلاً وجود ندارد.

در عین اینکه اعمال و عبادات را متعبدانه انجام دادن، بسیار زیبا و قشنگ است و باید متعبدانه این عبادات را انجام داد، باید نگاه معرفت‌گیر نسبت به این عبادات هم داشته باشیم. ما می‌خواهیم معرفت بگیریم. ما می‌خواهیم از این نماز، معارف را پیدا کنیم، ما دنبال این گنجینه‌ها هستیم، منافات با تعبد ندارد. در عین حال که ما واقعاً به عنوان یک بنده خالص داریم عمل می‌کنیم، این خواص و این فواید در نماز نهفته است.

باید معراج را از این نماز به دست آوریم، باید لقاء الله را در این عبادات دنبال کنیم.

ادامه دارد...

----------------------------------------

داستان‌های کوتاه درباره نماز-3
راز بی‌نشاطی انسان/ علت سستی در نماز

خبرگزاری فارس: مدتیه نمازام رو سر وقت نمی‌خونم، بعضی وقتا هم بی‌خیال نماز می‌شم، یه جواریی احساس کسل بودن و بی‌نشاطی دارم، تو خوندن نمازم سستی می‌کنم! حالم خیلی بده، بعضی وقتا بی‌خودی با دوستا و پدر و مادرم بد رفتاری می‌کنم

خبرگزاری فارس: راز بی‌نشاطی انسان/ علت سستی در نماز

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، نماز جویبار پاکی، راه رسیدن به کمال، ستون نور، پیچک راه عاشق، نور الانوار، سیم وصل میان انسان و خدا، تسلی‌بخش دل‌های خسته، توانایی پرواز در آسمان معنویات، سر چشمه نیکی‌ها و جاری شدن زیبایی‌ها در جویبار عشق است، بر آن شدیم که زیبایی‌های نماز را در قالب داستان به تصویر بکشیم که بخش سوم آن در ادامه می‌آید:

*پشت خطی داریم

یکی دو ماهی بود که حال و حوصله نداشت. گاهی وقتا اصلاً حرف نمی‌زد، گاهی وقتا هم از کوره در می‌رفت و دور و بری‌ها رو از خودش می‌رنجوند. هر چی فکر می‌کرد چرا اینجوری شده کمتر به جواب می‌رسید، امروز هم دست کمی از بقیه روزا نداشت، با تنها چیزی که اجباراً کنار اومده بود اداره‌اش بود و انجام کارای عادی و معمولی، قراره برای انجام کاری به یکی از شرکت‌های همکار بره،

همین‌طور که کنار خیابون ایستاده بود یه تاکسی جلوی پاش ترمز زد. آقا کجا؟!

-مستقیم خیابون ....

بی‌هدف صفحات درون پرونده را زیر و رو می‌کرد.

صدای گوینده رادیو خیلی ضعیف به گوش می‌رسید.

مجری: خب اگه اجازه بدید شنونده پشت خط داریم،

-دستاش از روی کاغذها برداشته می‌شه

پشت خط یه جوون دانشجو از شهرستانه...

سلام آقا، اگه ممکنه کارشناس محترم برنامه به سئوال من پاسخ بدن

-سرش رو جلوتر میاره تا نزدیک صندلی جلو

مدتیه نمازام رو سر وقت نمی‌خونم، بعضی وقتا هم بی‌خیال نماز می‌شم، یه جواریی احساس کسل بودن و بی‌نشاطی دارم، تو خوندن نمازم سستی می‌کنم! حالم خیلی بده، بعضی وقتا بی‌خودی با دوستا و پدر و مادرم بد رفتاری می‌کنم و ....

-حواسش  رو متمرکز می‌کنه، تو یه لحظه فکر می‌کنه شاید گمشدش را پیدا بکنه

مجری رادیو از شنونده همچین حسابی تشکر می‌کنه و خلاصه سئوال را تکرار می‌کنه: خب جناب آقای ... علت سستی در نماز چی می‌تونه باشه؟

و از کارشناس برنامه جناب حجت‌الاسلام والمسلمین.... می‌خواد که به سئوال پاسخ بده

کارشناس مکثی می‌کنه.

قبل از اینکه وارد پاسخ بشم عرض کنم، رسیدن این جوان عزیز به اینکه ممکنه برخی از این بی‌نشاطی‌ها، بدحالی‌ها، پرخاش‌ها به عدم توجه ایشان به نماز بر می‌گرده، نشونه بسیار خوبیه که می‌تونه ایشون رو از آسیب‌های جدی پیش رو حفظ بکنه.

-یه چیزایی رو تو ذهنش مرور می‌کنه

-اِ ! منم که ....

مجری وسط حرف کارشناس میاد

خب و اما چرا بعضی‌هامون در خوندن نماز و توجه به نماز سستی و تنبلی می‌کنیم؟

سه عامل مهم ممکنه بر این عدم توجه تأثیر بگذاره

عامل اول  اینکه انسان نماز را بی‌فایده بدونه و یه وظیفه خشک و بی‌روح، طبیعیه که رغبتی به خوندن نماز نداشته باشه و در انجام آن سهل انگاری بکنه!

پیشنهاد ما در این خصوص اینه که شناخت خودمون رو از نماز افزایش بدیم، آیات و روایاتی که در این زمینه وجود داره رو مطالعه و بررسی کنیم، کتاب‌هایی که درباره کاربردها و کارکردهای نماز و آثار و برکات فردی و اجتماعی آن نوشته شده را بخونیم، به سیره و روش ائمه نگاه کنیم...

-سری تکون داد و زیر لب با خودش حرف می‌زد

-من که کتاب درباره نماز خوندم پس چرا؟

-آقای راننده، ممکنه صدای رادیو رو یه کمی بلندترش بکنین؟!

کارشناس رفت سر عامل دوم ..ممکنه بعضیامون دچار انگاره و خیال بی‌نیازی به نماز و نیایش و عبادت شده باشیم، در واقع یه نوع  غفلت از نیازهای عالی انسانی و غفلت از این که مؤثر اصلی و کامل در رفع نیازهای بشری آفریدگار هستیه.

این جور آدما فکر می‌کنن که با علل و اسباب و انگیزه‌های مادی و طبیعی می‌تونن همه نیازهاشون رو پاسخ بدن و یا همه مشکلات مادی و معنوی رو از سر راهشون بردارن.

در حقیقت این گروه درگیر یه نوع خود فراموشی هستند و برای بیرون اومدن از این غفلت و خود فراموشی خودساخته، به یه سری نکات باید اهمیت بدیم، حتی المقدور روزی چند آیه از قرآن رو هر چند کم با تدبر و اندیشه بخونیم، مقالات و کتابایی که در زمینه انسان شناسی نوشته شده رو مطالعه کنیم، از رفت و آمد و معاشرت با دوستا و افرادی که در رشد و پرورش روحمون تأثیر منفی و مخرب دارند، دوری کنیم.

-حسابی چرتش پریده بود، اصلاً نمی‌دونست برای چی تو تاکسی نشسته و داره کجا می‌ره؟

-خودش رو مقابل کارشناس برنامه می‌دید و با شنیدن حرفهاش به علامت تأیید سرش رو به بالا و پایین تکون می‌داد.

و اما عامل سوم که خیلی خطرناکه و از اون باید به خدا ببریم اینه که سهل انگاری در انجام نماز و یا بدنمازی‌هامون نتیجه گناهاییه که به خاطرشون توفیق انجام عبادت و لذت بردن از نماز اَزمون گرفته می‌شه!

خیلی از گناهای ریز و درشت مثل داشتن معاشرت و روابط غیر ضروری با نامحرم، قسم‌های بی‌حساب و کتاب در انجام معاملات و روابط خانوادگی، ظلم و ستم‌های کلامی و ارتباطی به خلق الله، لقمه‌های شبهه‌دار و .... می‌تونه لذت عبادت را ازمون بگیره و ما رو درگیر خودمون بکنه و حسابی زمین گیرمون کنه!

برای رهایی از زنجیر اسارت شیطان و هوای نفس و آزادی از بند و زندان گناه، باید با یه برنامه حساب شده و البته آهسته پیش رفت.

-راست می گه ها!

-خدایا مگه خودت کمکم کنی،

مجری تشکر می‌کنه و از کارشناس می‌خواد اگه نکته‌ای ناگفته مونده ایشون یادآوری کنن. تا سری به اتاق فرمان بزنند.

و اما جمله‌ای رو که در پایان می‌خوام یادآور بشم اینه که: برخی از بزرگان خوندن مکرر سوره واقعه و توجه به مفاهیم اون رو توصیه می‌کنن که در وصف بهشت و دوزخه و بسیار بر روح و جان اثر می‌ذاره!

-آهنگ و موسیقی پایان برنامه او را به مقصد و مقصود بر می‌گردونه.

-آقای راننده ، همین کنارا یه جایی بی‌زحمت نگه دارین

ندای دلنشین مؤذن‌زاده همه جارو پرکرده  ....سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر... الله اکبر

-نمی دونه چرا ولی انگاری یه احساس خوبی داره!

-آروم آروم به سمت گلدسته‌ها پیش می‌ره .....

منبع: ستاد اقامه نماز

 

+   91/03/18     محمد  |