خاطرات شهیدان نماز
نیمه شبها و در اوج سرما از سنگر بیرون میزد و وضو میگرفت و در یك گوشه دنج و تاریك روی خاك مینشست و با معبود و معشوقش راز و نیاز میكرد. "حسین حیدر" بود و یك كهكشان اشك. او بود نماز شفع و وتر. او بود و یك دنیا تمنا و نیاز به درگاه بینیاز.
ادامه مطلب
+ ۱۳۹۱/۰۹/۱۹   محمد
|